
بررسی از مرجع عملیات طبق کپی رایت بررسی از مرجع مرصاد طبق کپی رایت که با رمز خیبرشکن یا علی ابن ابیطالب(علیه السلام) آغاز شد، در این بررسی از مرجع عملیات طبق کپی رایت بزرگ که آخرین برگ زرین دفاع جانانه ملت قهرمان ایران در جنگ هشت ساله است، نیروهای جان برکف سپاه اسلام،متشکل از ارتشیان غیور،سپاهیان دلاور و بسیجیان سراسر عشق و ایثار موفق شدند حمله منافقین کوردل را که باسازماندهی همگانی نظامی رژیم بعثی عراق مسلح شده بودند و به شدت حمایت میشدند، درهم بشکنند و با جهاد مقدس خود، حامیان غربی خوش خیال خود را مانند همیشه در عرصههای بینالمللی ناکام بگذارند.
روز سوم مرداد تمام شده و تاریکی شب فرارسیده بود که خبرحمله از غرب به قرارگاه داده شد. سردار محسن رضایی فرمانده وقت سپاه حساس شد که نیروهای دشمن چطور توانستهاند تا این حد پیش بیایند. با منطق نظامی امکان نداشت که یک ارتش کلاسیک بدون تأمین جناحین اقدام به پیشروی در عمق خاک حریف کند. بنابراین نخستین سؤال فرماندهان این بود که این نیروها چه کسانی هستند! و با خود میگفتند بعید است عراقی باشند، چرا که این حرکت نوعی انتحار بود و دلیلی نداشت در آن وضعیت ارتش عراق دست به چنین کار احمقانهای بزند. سردار رضایی جبهه جنوب را ساماندهی کرده و به سردار غلامپور سپرد و خودش با هلی کوپتر به غرب آمد و در یکی ازبلندیهای اسلام آباد مستقر شد. تعدادی از نیروهای لشکر ۲۷، تعدادی از بچههای انصار و تعدادی از رزمندگان لشکر ۵۷ ابوالفضل آنجا بودند. سردار رضایی شروع به سازماندهی نیروهای موجود کرد. نخستین اقدام این بود که پیشروی ستون دشمن متوقف شود. برای این کار باید یک خط دفاعی تشکیل میشد که شد و مقاومت خوبی هم انجام گرفت. سردار شوشتری ازفرماندهان قرارگاه نجف هم خود را رساند و همزمان با درگیری عملیات بررسی از مرجع مرصاد طبق کپی رایت طراحی و به اجرا درآمد. محورعملیات روی تک منافقین متمرکز بود و از طرفین به دشمن فشار زیادی وارد آمد. نیروهای لشکر ۲۷ و لشکر عاشورا به همراه یک تعدادی دیگر نیرو از سایر یگانها به نفرات دشمن در تنگه چارزبر حمله ور شدند. مرحوم سردار دانشیار مأموریت یافت تا دشمن را از پهلو مورد حمله قرار دهد. سردار بهروز مرادی فرمانده یکی از تیپهای منطقه هم از پهلو به دشمن یورش آوردند. در ساعات اولیه عملیات مرصاد، سیل عظیم نیرو از سراسر کشور وارد منطقه شد.اغلب آنها بهطور خود جوش و با امکانات شخصی خود را به معرکه جنگ رسانده بودند. من تاریخ ایران را خوب مطالعه کردهام، در سابقه مردم ایران چنین چیزی ندیدهام. یعنی ندیدهام که مردم اینطور نسبت به یک گروه تا این حد تنفر داشته باشند. مردم به دلیل خیانتها و جنایاتی که منافقین مرتکب شدهاند عکسالعمل فعالی از خود بروز دادند که در تاریخ ثبت خواهد شد.
سران نفاق در این عملیات حضور نداشتند بلکه فرماندهان میانی با بیسیم با مسعود و مریم رجوی در خاک عراق ارتباط داشتند. حتی خبررسید که هلی کوپتری آمد و از اسلام آباد، یکی از فرماندهان آن منطقه را که احتمالاً فرد مهمی بوده با خود برده است. نیروهای منافقین از طریق اسلام آباد کنترل میشدند و از شنود بیسیمهایشان پیدا بود که فشار سنگینی را تحمل میکنند. اما رجوی دستور عقب نشینی نمیداد. نهایت فشار آنقدر سنگین شد که روز پنجم همه پا به فرار گذاشتند. یک تعداد که بریده بودند و تابع دستور نبودند و فرار میکردند. نفرات منافقین در منطقه پخش شده بودند که عدهای از آنان بتدریج دستگیر شدند. در این عملیات منافقین حدود ۲ هزار نفر کشته و مجروح و دستگیر شده دادند و به ۳۵ الی۴۰ درصد تشکیلات منافقین ضربه وارد آمد.
بعد از عملیات رجوی برای اعضا جلسه توجیهی گذاشت. به جای اینکه به اشتباهات خود اقرار کند با فرا فکنی به طرح تئوری «تنگه و توحید» پرداخت و علت شکست را افتادن در دام تنگههای دنیاخواهی و وابستگی به علایق دنیایی قلمداد کرد. رجوی در این جلسه میگوید: علت شکست ما قوت جمهوری اسلامی نبود، ضعف نظامی ما نبود، ضعف نفسانی شما بود! ضعف مبانی معرفتی شما بود. سازمان که به صورت خطی از بالا به پایین اداره میشد به تحلیلهای مسعود رجوی بهای فوقالعادهای میداد و تحلیلهای او را به خورد ردههای سازمان میدادند و کسی جرأت مخالفت نداشت. ظاهراً یکی، دو نفری هم که به این تحلیل نقد داشتند حذف شدند. البته خیلیها بتدریج از سازمان بریدند و این بریدگی به ردههای بالای سازمان نیز سرایت کرد و چیزی نزدیک به ۱۸ یا ۱۹ کتاب توسط اعضای منافقین علیه رجوی نوشته و منتشر شد.
یاد و خاطره ی دلاورمردان عملیات غرورآفرین مرصاد گرامی باد
شاهدان شهید ... بچه های آسمان ...
ما را در سایت شاهدان شهید ... بچه های آسمان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 48